۱۴۰۱-۰۱-۰۷

با پایان مرخصی؛ صلاح بهرامیان به زندان اشنویه بازگشت

خبرگزاری هرانا – امروز شنبه ۶ فروردین‌ماه، صلاح بهرامیان (گوری) زندانی سیاسی اهل اشنویه، با پایان ایام مرخصی به زندان این شهر بازگشت. او در تاریخ ۲۲ اسفندماه، به مرخصی استعلاجی اعزام شده بود.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از کردپا، امروز شنبه ۶ فروردین‌ ۱۴۰۱، صلاح بهرامیان (گوری) زندانی سیاسی اهل اشنویه، با پایان ایام مرخصی به زندان این شهر بازگشت.

آقای بهرامیان روز یکشنبه۲۲ اسفندماه ۱۴۰۰، در پی افزایش فشار خون به دلیل بیماری قلبی از زندان اشنویه به مرخصی استعلاجی اعزام شده بود.

صلاح بهرامیان روز یکشنبه ٢٢ فروردین ۱۴۰۰، توسط نیروهای امنیتی در اشنویه بازداشت و مورخ ۱۳ اردیبهشت‌ماه سال جاری با تودیع قرار وثیقه از یک بازداشتگاه‌ امنیتی در ارومیه آزاد شد.

این زندانی سیاسی در تاریخ ۲ مرداد ۱۴۰۰، توسط شعبه ۱ دادگاه انقلاب اشنویه به ریاست قاضی رضایی از بابت اتهام عضویت در یکی از احزاب مخالف نظام به تحمل ۲ سال حبس تعزیری محکوم شد. حکم صادره توسط دادگاه تجدید نظر آذربایجان غربی عینا تایید شد.

آقای بهرامیان اوایل آذرماه از بابت اجرای حکم حبس به واحد اجرای احکام این شهر احضار و نهایتا در تاریخ ۱۳ بهمن‌ ۱۴۰۰، جهت تحمل دوران محکومیت دو سال حبس خود راهی زندان اشنویه شد.

صلاح بهرامیان (گوری) اهل روستای گندویله از توابع شهرستان اشنویه است.

cخبرگزاری هرانا –۱۴۰۱/۰۱/۰۶



source https://aghvam.bashariyat.org/?p=62234

۱۴۰۱-۰۱-۰۶

بیانیه جمعی از فعالین مدنی کردستان؛ بازداشت شدگان مراسم نوروز در سنندج را آزاد کنید

خبرگزاری هرانا – جمعی از فعالان سیاسی، مدنی و فرهنگی کردستان با انتشار بیانیه‌ای خواستار آزادی بازداشت شدگان اخیر در جریان مراسم نوروز در سنندج شدند. در جریان برگزاری این مراسم و پس از آن تعدادی از شهروندان توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده‌اند.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، جمعی از فعالان سیاسی، مدنی و فرهنگی کردستان با انتشار بیانیه‌ای خواستار آزادی بازداشت شدگان اخیر در جریان مراسم نوروز در سنندج شدند.

در بخشی از این بیانیه ضمن اشاره به وظایف دولت‌ها در جهت رفع تبعیض و اختصاص امکانات برای همه آمده است: «برخوردهای ناصواب و خلاف قانون و اصول و حقوق بنیادین انسان در روزهای اول سال شادی خانواده‌های بازداشت شده را به غم‌ و اندوه و نگرانی بدیل کرده و موجی از نگرانی را در سنندج و دیگر شهرها ایجاد کرده است. ما جمعی از فعالان سیاسی و مدنی و فرهنگی کردستان از نهادهای مسئول در این قضیه می خواهیم ضمن دلجویی از تمامی آنان و تغییر رویکرد نسبت به حقوق فرهنگی انسان‌ و رفع محدودیت‌های رسمی و غیررسمی ایجاد شده هر چه زودتر زمینه آزادی افراد بازداشت شده را فراهم نمایند و خانواده های آنان را در این روزهای ابتدای سال شاد نمایند.»

متن کامل این بیانیه عینا در پی م‍ی‌آید:

«بازداشت شدگان جشن نوروز در سنندج‌ را آزاد کنید

در روزهای گذشته تعدادی از بانیان و برگزارکنندگان جشن نوروز در سنندج احضار و یا بازداشت شده‌اند. در میان بازداشت شدگان افراد پا به سن گذاشته هم دیده می‌شود. فارغ از اینکه دولت‌ها ملزم به رفع تبعیض و اختصاص امکانات برای همگان بوده و تامین حقوق فرهنگی همه شهروندان وظیفه بدیهی دولت است که بدلیل عدم انجام آن مردم خود مناسک و زبان و آداب خود را حفظ و برای برگزاری جشن نوروز تلاش کرده‌اند، برخوردهای ناصواب و خلاف قانون و اصول و حقوق بنیادین انسان در روزهای اول سال شادی خانواده‌های بازداشت شده را به غم‌ و اندوه و نگرانی بدیل کرده و موجی از نگرانی را در سنندج و دیگر شهرها ایجاد کرده است.

ما جمعی از فعالان سیاسی و مدنی و فرهنگی کردستان از نهادهای مسئول در این قضیه می خواهیم ضمن دلجویی از تمامی آنان و تغییر رویکرد نسبت به حقوق فرهنگی انسان‌ و رفع محدودیت‌های رسمی و غیررسمی ایجاد شده هر چه زودتر زمینه آزادی افراد بازداشت شده را فراهم نمایند و خانواده های آنان را در این روزهای ابتدای سال شاد نمایند.

اسماعیل مفتی زاده، اردشیر غلامیپور، آرمان محمدی، اجلال قوامی، امید مصطفی پور، اسماعیل سیدمحمودیان، الله رضا عباسی گوراجوبی، اسماعیل سیدمحمودیان، آزاد لطف پوری، احسان نیک پی، امیر سجادی، اکبر مفاخری، احمد غلامی، افشین غلامی، ادریس کارساز، ایرج جوانمردی، باقر پیری، دلیر اسکندری، رئوف کریمی، رشاد احمدی، رئوف شافعی، روزبه اکرادی، حامد فرازی، حبیب الله رنجبر، حمیدرضا صمدی، حمزه معروف پور، خالد سلیمانی آذر، جلال جلالی زاده، جبار دست باز، جلال خدامرادی، جوانمیر عبداللهی، سیاوش حیاتی، سیدمحمود محمودی، سعید زکی، سیدامیر سجادی، سیمین صلاحی سنندجی، سارو کریمی، شیدا سبحانی، شیرکو بهمنی، شهرام صفری، صدیق رستمی، صادق قهرمانی، عثمان مزین، علی والایی، فرهاد هادی، فرید راژین، فواد متوسل، کاوه ساعدپناه، کازو ایمان زاده، کامبیز ابراهیم زاده، گلاله توکلی، محسن رضوی، محسن کاویانی، مختار اسدی، مصطفی احمدیان، مصلح قربانی، مسلم سعید پور، مازیار طاطایی، نادر زنگنه، نارین اسعدی، نوشین محمدی، وهاب سنجابی، هوشیار بابایی، هیمن کاظمی، هیوا امجدی، هاشم نعمتی

در پی یورش نیروهای امنیتی به مراسم نوروز در سنندج روز دوشنبه ۱ فروردین‌ماه، ۱۴ شهروند از جمله سه تن از برگزارکنندگان این مراسم به نام‌های سهراب جلالی، جمال اسدی و فواد عنایتی و همچنین آرش فداکار و آرمان سلیمی بازداشت شدند.

به علاوه بتول عظیمی شهروند ۷۵ ساله و آریانا سلیمی، نوجوان ۱۴ ساله ای که روز دوشنبه یکم فروردین در جریان این مراسم بازداشت شده بودند، روز سه شنبه ۲ فروردین‌ماه، با تودیع قرار کفالت و اخذ تعهد کتبی آزاد شدند.

خبرگزاری هرانا –۱۴۰۱/۰۱/۰۴



source https://aghvam.bashariyat.org/?p=62209

سعید اقبالی: اعدام‌های هفتگی در رجایی‌شهر به شکل خوفناکی در جریان است

سعید اقبالی، فعال مدنی زندانی، در یادداشتی درباره تجربه خود از برنامه «اعدام‌های هفتگی» در زندان رجایی‌شهر، از اعدام تا ده نفر در بامداد چهارشنبه هر هفته در این زندان خبر داده است.

آقای اقبالی در این یادداشت که روز پنج‌شنبه، چهارم فروردین، منتشر شد از «صدای ماشین‌هایی که سه‌شنبه شب‌ها فعالانه برای اجرای مراسم اعدام در رفت‌ و آمدند»، همچنین حضور «مسئولان زندان، دادستانی و اجرای احکام برای اطمینان از اجرای حکم اعدام و مرگ زندانی» در بامداد روزهای چهارشنبه نوشته است.

این زندانی مدنی در ادامه با اشاره به اعدام‌های دهه ۶۰ و مرگ برخی از فعالان مدنی در زندان در سال‌های اخیر، گفته است که روند اعدام در زندان رجایی‌شهر به شکل «خوفناک‌تری» در جریان است.

به گفته آقای اقبالی، در زندان رجایی‌شهر مکانی به نام «سوییت» متشکل از چندین سلول انفرادی هست که زندانیانی که مرتکب «خلاف زندان» می‌شوند، به این قسمت منتقل می‌شوند، اما «هولناک‌ترین» انتقال مربوط به «زندانیان محکوم به اعدام به این سلول‌ها چند روز پیش از اجرای حکم است».

آقای اقبالی در بخش دیگر یادداشت خود از «مواد مخدر و قرص‌هایی» گفته است که مسئولان زندان در آخرین لحظات زندگی به افراد محکوم به اعدام می‌دهند.

سعید اقبالی، فعال مدنی، در بهمن ۹۶ توسط ماموران اداره اطلاعات در منزل خود در کرمانشاه بازداشت و به بازداشتگاه وزارت اطلاعات موسوم به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل و در فروردین ۹۷ با تودیع وثیقه از زندان آزاد شد.

آقای اقبالی شهریور ۹۸ از سوی دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی مقیسه در ارتباط با فعالیت‌های مدنی خود به شش سال حبس تعزیری محکوم شد. این حکم در مرحله تجدیدنظر عینا تایید شد و او از ۱۱ خرداد ۹۹ به زندان اوین منتقل و از دوم فروردین پارسال به زندان رجایی‌شهر کرج تبعید شد.

جمهوری اسلامی ایران یکی از بیشترین آمارهای اعدام در جهان را دارد.

جاوید رحمان، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد در امور ایران، در تازه‌ترین گزارش خود که اواخر اسفند ۱۴۰۰ در چهل و نهمین نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد منتشر کرد از افزایش چشمگیر شمار اعدام‌ها در ایران، به ویژه متهمان پرونده‌های مربوط به «مواد مخدر» در سال ۲۰۲۱ و همچنین کودک‌مجرمان، زنان و اقلیت‌ها در نبود دادرسی عادلانه ابراز نگرانی کرد.

بر اساس گزارش آقای رحمان، تنها در سال ۲۰۲۱ دست‌کم ۲۷۵ تن در ایران اعدام شده‌اند که حدود چهل نفر از آن‌ها بلوچ و ۵۰ تَن کُرد بوده‌اند.

رادیو فردا. فروردین ۰۴, ۱۴۰۱



source https://aghvam.bashariyat.org/?p=62206

احضار یک شهروند به اطلاعات سپاه سنندج

خبرگزاری هرانا – روز پنجشنبه ۴ فروردین‌ماه، یک شهروند ساکن سنندج به سازمان اطلاعات سپاه این شهر احضار و مورد بازجویی قرار گرفت.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از کردپا، روز پنجشنبه ۴ فروردین‌ ۱۴۰۱، یک شهروند ساکن سنندج به سازمان اطلاعات سپاه این شهر احضار شد.

بنابر این گزارش، هویت وی نعیم محمدپور، اهل روستای “تنگیسر” و ساکن سنندج عنوان شده است.

در این گزارش به نقل از یک منبع مطلع آمده است: “آقای محمدپور به دلیل شرکت در مراسم نوروز روستای “تخته” از توابع شهرستان سنندج از طریق تماس تلفنی به اطلاعات سپاه احضار شده است”.

این شهروند پس از سه ساعت بازجویی با اخذ تعهد کتبی آزاد شده است.

خبرگزاری هرانا –۱۴۰۱/۰۱/۰۵



source https://aghvam.bashariyat.org/?p=62203

کشته شدن یک کولبر در پی تیراندازی نیروهای نظامی در مرز بانه

خبرگزاری هرانا – امروز جمعه ۵ فروردین، یک کولبر در پی شلیک مستقیم نیروهای نظامی در مرز بانه، جان خود را از دست داد.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از کردپا، امروز جمعه ۵ فروردین‌ماه ۱۴۰۰، در پی شلیک مستقیم نیروهای نظامی در مرز بانه، یک کولبر جانباخت.

هویت وی رستم خضری، ٢۵ ساله، فرزند کمال، متاهل و اهل شهرستان اشنویه عنوان شده است.

در این گزارش آمده است: نیروهای نظامی بدون اخطار قبلی این کولبر را هدف شلیک مستقیم قرار داده‌اند.

کولبری، شغلی کاذب و مشقت بار است که مردم مناطق مرزی در پی فقدان فرصت های شغلی به آن روی می آورند و سالانه ده ها تن در مواجهه با خطرات طبیعی و یا در پی شلیک نیروهای مرزبانی کشته و‌ یا زخمی می شوند.

در بخشی از گزارش سالانه وضعیت حقوق بشر در ایران؛ ویژه سال ۲۰۲۱ به شهروندانی که توسط ارگان‌های نظامی کشته و یا زخمی شده‌اند پرداخته شده است.

به غیر خسارت های مادی، قتل حیوانات بارکش و حوادث روی داده از جمله سرمازدگی و بهمن، در این گزارش قتل ۲۳ کولبر (باربر مرزی) و زخمی شدن ۸۱ تن آنان توسط نیروهای مرزبانی و انتظامی ثبت شده است.

لازم به ذکر است که ۲۸ کولبر دیگر نیز به واسطه شرایط اقلیمی و جغرافیایی مانند سرمازدگی و سقوط از ارتفاع دچار حادثه شدند که از این تعداد ۱۶ کولبر زخمی شدند و ۱۲ کولبر جان باختند.

خبرگزاری هرانا –۱۴۰۱/۰۱/۰۵



source https://aghvam.bashariyat.org/?p=62197

نامه سعید اقبالی از زندان رجایی شهر کرج؛ چهارشنبه‌ها صدای ماشین‌های مرگ می‌آید

خبرگزاری هرانا – سعید اقبالی، فعال مدنی زندانی طی یادداشتی از تجربه خود در جوار محل اعدام‌های هفتگی زندان رجایی شهر کرج نوشته است. آقای اقبالی در بخشی از این یادداشت ضمن توصیف شرایط اجرای حکم در این زندان نوشته است: «صدای ماشین‌هایی که سه‌شنبه شب‌ها فعالانه برای اجرای مراسم اعدام در رفت و آمدند از پشت پنجره‌های فنس کشیده اتاق من شنیده می‌شود. صداهایی آشنا که از دهه شصت تا به امروز در آجر به آجر این زندان لانه کرده‌اند.»

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، سعید اقبالی، فعال مدنی زندانی طی یادداشتی از تجربه خود در جوار محل اعدام‌های هفتگی زندان رجایی شهر کرج نوشته است.

آقای اقبالی در بخشی از این یادداشت ضمن توصیف شرایط اجرای حکم در این زندان نوشته است: «بامداد چهارشنبه‌ها، روز اجرای حکم در جایی نزدیک به بند فعلی ما (بند۴) است. گاهی دو یا سه نفر و گاهی تا بیش از ده زندانی برای اجرای حکم به این مکان منتقل می‌شوند. مسئولین زندان، دادستانی و اجرای احکام نیز برای اطمینان از اجرای حکم اعدام و مرگ زندانی در این مراسم شرکت می‌کنند! صدای ماشین‌هایی که سه‌شنبه شب‌ها فعالانه برای اجرای مراسم اعدام در رفت و آمدند از پشت پنجره‌های فنس کشیده اتاق من شنیده می‌شود. صداهایی آشنا که از دهه شصت تا به امروز در آجر به آجر این زندان لانه کرده‌اند.»

متن این نامه، که جهت انتشار به دست هرانا رسیده است، در ادامه می آید:

«روایت اعدام از زندان رجایی شهر کرج

اولین بار که با مقوله اعدام مواجه شدم کودکی چند ساله بودم که در میدان اصلی شهرمان مرگ را در حال دست و پا زدن دیدم. اما بعد از تبعید به رجایی شهر اعدام را با تمام وجود حس کردم.

پیش از هرچیزی میخواهم یادی کنم از رفیق و همبندی عزیزم بهنام محجوبی که او هم به نوعی طناب دار را بر گردنش انداختند. رفیقی که پیش چشمانم پرپر شد و هنوز هم وقتی به عکسش که بالای تختم گذاشته‌ام، نگاه میکنم قلبم میسوزد از آن همه قساوت و ستمکاری و یاد تنهایی‌ام می افتم و زار زار گریه‌هایم در حمام بند هشت!

برای کسانی همچون من که از پایین‌ترین و فراموش شده‌ترین طبقه جامعه هستند مرگ و از دست دادن با وجود ظالمان امری عادی است. از دست دادن و مرگ جان، مال، شغل، رویا، آرامش، عشق و همه چیز! در طبقه ما از دست میدهی یا بهتر است بگویم از دستت می‌ربایند مثل بهنام محجوبی….

در زندان رجایی شهر این روند شکل خوفناک‌تری هم دارد، اعدام هفتگی! در اینجا مکانی به نام “سوییت” وجود دارد که متشکل از چندین سلول انفرادی است و از این سلول‌ها استفاده‌های متفاوتی می‌شود. انتقال تنبیهی کسانی که دست به نزاع میزنند تا اعتصابگران و کسانی که اصطلاحا مرتکب “خلاف زندان” می‌شوند، به این سلول‌های انفرادی. اما هولناک‌ترین آن انتقال زندانیان محکوم به اعدام به این سلول‌ها چند روز پیش از اجرای حکم است.

بامداد چهارشنبه‌ها، روز اجرای حکم در جایی نزدیک به بند فعلی ما (بند۴) است. گاهی دو یا سه نفر و گاهی تا بیش از ده زندانی برای اجرای حکم به این مکان منتقل می‌شوند. مسئولین زندان، دادستانی و اجرای احکام نیز برای اطمینان از اجرای حکم اعدام و مرگ زندانی در این مراسم شرکت می‌کنند! صدای ماشین‌هایی که سه‌شنبه شب‌ها فعالانه برای اجرای مراسم اعدام در رفت و آمدند از پشت پنجره‌های فنس کشیده اتاق من شنیده می‌شود. صداهایی آشنا که از دهه شصت تا به امروز در آجر به آجر این زندان لانه کرده‌اند.

صدای ماشین‌ها مرا به یاد زانیار و لقمان می‌اندازد که حتی نشانی از قبرشان هم نیست! یاد همه چهره‌هایی که در سالن ملاقات و کریدور اصلی می‌بینم! شب‌های سه‌شنبه از خودم می‌پرسم این کدامشان بود که امروز طناب بر گردنش انداختند؟! همه مرا به یاد بهنام عزیزم می اندازند….

همه روزه کسانی را در اینجا می‌بینم که با اتهامات مختلف محکوم به اعدام شده‌اند و هر لحظه حبسشان را با اضطراب و ترس سپری می‌کنند. هربار که نامشان را به بهانه‌های مختلف صدا میزنند رنگشان می‌پرد و برای امید دادن به خودشان حتی لحظه‌ای کوتاه هم که شده بنا را به شوخی و خنده می‌گذرانند و رو به همبندی‌هایشان می‌گویند: حلال کنید بچه‌ها….

تا قبل از سه‌شنبه روزها پر از نگرانی و اضطراب است که مبادا با چوب و چماق بر سرشان بریزنند و دستبند و پابند شده به سوییت منتقلشان کنند و بامداد چهارشنبه اهرمی کشیده شود و تمام….

چه انسان‌هایی که اینجا ثانیه به ثانیه در انفرادی که بوی تعفن از دیوارهایش میبارد و در سرمای استخوان سوزش تا قبل از مرگ هزار بار مردند و زنده شدند! موادمخدر و قرص‌هایی هم که مسئولین زندان برای تسکین وجدانشان در آخرین لحظات زندگی فرد محکوم به اعدام به او می‌دهند پاسخگوی این سوالش نیست که چرا من باید بمیرم؟ چه شخصی تصمیم می‌گیرد من بمیرم؟ یک پیرمرد ۸۰ ساله که خود را نماینده خدا بر روی زمین میداند؟!

افرادی را اینجا میشناسم که شب‌هایی را دیوار به دیوار سلول یک شخص محکوم به اعدام سپری کرده‌اند و صدای ناله و فریاد و زنجیرهای دست و پایشان و کتک‌هایی که از زندانبان میخوردند هنوز از گوششان بیرون نرفته! منم مدت کوتاهی را در بند ۲۰۹ در سلول شماره ۱۱۳ با اسماعیل و خسرو که محکوم به اعدام بودند، گذرانده‌ام و دست آخر هم پیش از ترک بند ۲۰۹ اعدام شدند.

ریشه و چرایی هر قتل و تجاوز و سرقتی را میتوان در ساختار رژیمی کشف کرد که خود مولد و مروج فقر و بی‌عدالتی و ناحقی، فساد، مرگ و خفقان است. هر فرد محکوم به اعدامی آینه تمام نمای خودم است. چرا که از همان طبقه و مردمی است که رویاها و آرزوهایش در دنیای پر از سیاهی که جمهوری اسلامی خلق کرده تباه شده و حال باید با پایی لرزان به استقبال مرگی از پیش تعیین شده برود.

نویسنده این روایت سعید اقبالی از رجایی شهر نیست من همان کارگر سقوط کرده از بالای ساختمانم! گورخواب بهشت زهرا، زن تن‌فروشی که تن و جانش را به آتش کشیده‌اند، کودکی که کودکی‌اش را در سطل آشغال جستجو می‌کند، معتادی که با سرنگ در دست زیر پل یخ زده، آن دست فروشی که زیر چشمش کبود است و تمام کسانی که هر روز در این هوایی که بوی مرگ می‌دهد به بهانه‌ها و اتهامات مختلف اعدام می‌شوند، منم!

اما با تمام این تجربیات و مشاهدات که وجود آدمی را به صلابه می‌کشد. قدرتمندان بی‌قدرت بدانند! زیر بار این مصائب نه تنها کمر خم نمی‌کنیم بلکه هر طناب دار، هر گلوله و باتومی که نثار مردممان می‌کنید ما را مصمم‌تر و شما را به پایان نزدیکتر می‌کند.

به یاد برادران نازنین حمزه سواری، زانیار و لقمان مرادی، فرزادکمانگر، علی صارمی، غلامرضا خسروی، رامین حسین پناهی، ریحانه جباری و شیرین علم هولی

سعید اقبالی / فروردین‌ماه ۱۴۰۱/ زندان رجایی شهر کرج.»

در رابطه با نویسنده این یادداشت گفتنی است؛ سعید اقبالی در تاریخ ۱۲ بهمن ۹۶ توسط ماموران اداره اطلاعات در منزل خود در کرمانشاه بازداشت و به بازداشتگاه وزارت اطلاعات موسوم به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل و نهایتا در تاریخ ۲۲ فروردین ۹۷ با تودیع وثیقه از زندان آزاد شد. این فعال مدنی شهریورماه ۹۸ توسط شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی محمد مقیسه از بابت اتهام “اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور” به ۵ سال حبس تعزیری و از بابت اتهام “فعالیت تبلیغی علیه نظام” به یک سال حبس تعزیری محکوم شد که این حکم در مرحله تجدیدنظر عینا تایید شد. با استناد به ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، مجازات اشد یعنی ۵ سال حبس تعزیری از بابت اتهام “اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور” برای وی قابل اجرا است. سعید اقبالی نهایتا روز یکشنبه ۱۱ خردادماه ۱۳۹۹ پس از حضور در واحد اجرای احکام دادسرای اوین بازداشت و جهت تحمل دوره محکومیت خود به زندان اوین منتقل شد. وی در تاریخ ۲ فروردین ماه، از زندان اوین به زندان رجایی شهر کرج تبعید و در تاریخ ۱۷ فروردین‌ماه، ۱۶ روز پس از تبعید و نگهداری در یک سلول انفرادی، به بند عمومی این زندان منتقل شد.

این فعال مدنی که با وجود پارگی هفتاد درصدی پرده گوش راست و عفونت و درد شدید ناشی از آن، بیش از ۸ ماه از دستور پزشک مبنی بر اعزام به بیمارستان، از رسیدگی مناسب پزشکی محروم بوده به دلیل مراجعه دیرهنگام با مشکلات جبران ناپذیری در زمینه شنوایی مواجه شده است.

هرانا 04.01.1400



source https://aghvam.bashariyat.org/?p=62189

۱۴۰۱-۰۱-۰۵

صدور حکم حبس برای دو شهروند اهل اشنویه

هه‌نگاو: دو شهروند اهل اشنویه (شنو) که تیرماه سال گذشته بازداشت شده بودند، توسط دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ایران به حبس محکوم گردیدند.

پس از ۶ سال سکوت؛ گفتگو با خانواده شهاب دلیلی، شهروند ایرانی مقیم آمریکا در زندان

خبرگزاری هرانا – شهاب دلیلی، شهروند ایرانی دارای اقامت دائم آمریکا از شش سال پیش تاکنون در ایران محبوس است. او در سال ۱۳۹۵ به دنبال بازگشت به ایران برای حضور در مراسم خاکسپاری پدر، در هنگام خروج از کشور بازداشت و نهایتا به ۱۰ سال حبس محکوم شد. ناهید دلیلی همسر وی ضمن اعلام این خبر در خصوص دلایل سکوت ۶ ساله خود و خانواده‌اش گفت: “تا دو سال وضعیت دادگاه و حکم مشخص نبود. کسانی که خود را مامور وزارت اطلاعات معرفی می‌کردند با من تماس می‌گرفتند و به من گفتند سکوت کنم”.

مراسم نوروز سنندج؛ احضار و بازجویی دو شهروند توسط اطلاعات سپاه

خبرگزاری هرانا – طی روز گذشته و امروز پنجشنبه ۴ فروردین ماه، دو شهروند اهل سنندج به نام های امید اسدی و عادل نادری توسط اطلاعات سپاه احضار شده و مورد بازجویی قرار گرفتند.

نوروز کردستان/ احضار و بازداشت کوتاه مدت عادل نادری هنرمند سرشناس کُرد

هه‌نگاو: یکی از هنرمندان سرشناس کُرد توسط اطلاعات سپاه سنندج احضار و به مدت چند ساعت مورد بازجویی قرار گرفت.

بر اساس گزارش رسیده به سازمان حقوق بشری هه‌نگاو، روز پنج‌شنبه ۴ فروردین ۱۴۰۱ (۲۴ مارس ۲۰۲۲)، عادل نادری، از هنرمندان سرشناس اهل سنندج به اطلاعات سپاه احضار و به مدت چند ساعت بازداشت و مورد بازجویی قرار گرفته است.

به گفته یک منبع مطلع، این نهاد امنیتی ضمن تهدید عادل نادری از وی تعهد کتبی اخذ کرده‌اند که نباید در هیچ کدام از مراسم‌های مردمی ویژه نوروز شرکت کند و تنها می‌تواند در مراسم‌های حکومتی که زیر نظر سپاه پاسداران برگزار می‌شود شرکت داشته باشد.

این هنرمند کُرد روز گذشته از طریق یک تماس تلفنی به احضار شده بود و پس از اخذ تعهد کتبی آزاد شده است.

در جریان برگزاری مراسمات ویژه نوروز در کُردستان و با استناد به آمار هه‌نگاو تاکنون بیش از ۳۰ شهروند بازداشت و صدها فعال دیگر توسط نهادهای امنیتی احضار و مورد بازجویی و تهدید قرار گرفته‌اند.

هه‌نگاو:4 فروردین 1401



source https://aghvam.bashariyat.org/?p=62177